تبليغاتX
دوستت دارم نازنین

لحظه هاي بودن را خوانده و نخوانده براي ديدنت و براي رسيدنت فرش کردم ؛ چرا نماندي ؟؟
دلم تنگ شده بود برايت و تو انگار هيچ وقت حتي نام مرا در خاطرت تکرار نکردي .
يکبار ديگر سلام ، سلام به تو
به تو که طلوع آمدنت خزاني بود براي تمام روياهايم .
انگار سالهاست که ننوشته ام ، دستم مي لرزد ؛ انگار هيچ گاه تو را نديده ام ، دلم مي لرزد .
انگار خاطرات من با تو يک خواب بود و تو ...

ولی باز میگویم دوستت دارم  دوستت دارم  دوستت دارم   و دوستت دارم

 


 

نوشته شده توسط امین در ساعت موضوع | لينک ثابت


دیدی که بهار بی تو سرد است
پاییز تر از خزان زرد است
آن شب دل من شکسته تر شد
دیگر همه چیز رنگ درد است
دیگر همه جا سکوت دلگیر
دست و دل من اسیر زنجیر
ای روح پر از ترانه من
خاموش ترین بهانه راگیر
دیگر به بهار خنده ام نیست
باران صفا دهنده ام نیست
ای آن که دلم اسیر عشقت
بر بام دلت؛ پرنده ام نیست؟
شعرم همگی سرود درد است
گفتم که بهار بی تو سرد است
گفتم که بهار بی تو دیگر
پاییز تر از خزان زرد است
 
 


 

نوشته شده توسط امین در ساعت موضوع | لينک ثابت


دوست نداشتم اولين آپم درسال جديد به اين شکل باشه دوست داشتم توش يه خبر خوبي براي خودم داشته باشه ولي نه دنيا هوزم که هنوزه سر ناسازگاري با من ورداشته .

 

دیشب در خلوتم چشم هایم را بستم و آرزویی کردم  .... آرزویی هر چند بچه گانه.... هر چند از روی دل.... هر چند .... می دانم ممکن است به آرزویم نرسم ولی حتی اگر به آرزویم نرسم! من تا آرزوها و هر جا که درها را باز کنی با تو هستم و خواهم بود هرگز تو را فراموش نخواهم کرد حتی اگر فاصله ها باعث دوری دیده ها گردد همیشه در دلم خواهی ماند جایی که جای هیچ کسی نیست بجز تو و هیچ کسی نمی تواند جای تو را در دلم بگیرد.... نگاهت در یاد من همیشه جاوید است.... برای همیشه....

 

 


 

نوشته شده توسط امین در ساعت موضوع | لينک ثابت


گل اومد بهار اومد

 

سبزه با صداش اومد

 

گل های تو باغچه در اومدن بیرون

 

بازم دلها به ضایفت عشق اومدند

 

بازم بهار اومد

 

اما برای من تنها بهار خزون می مونه

 

شب های بهاری می شینم نگاه می کنم به اسمون بهاری

 

به گل های تو باغچه که سلام می کنن به عاشق ها

 

باز باز بهار اومد به خونه

 

بازم دل ها چه بی قرار اند به عشق یار

 

بهار بهار  اومد ای عاشق ها بیدار شید که بهار

 

بهار بهار اومد عزیزم اما تو نیومدی

 

این دل خسته به کدامین بهار منتظر تو باشد

 

که بیایی


 

نوشته شده توسط امین در ساعت موضوع | لينک ثابت



 

نوشته شده توسط امین در ساعت موضوع | لينک ثابت


اگر خيال داري دوستم بداري همينک دوستم بدار

اکنون که زنده ام 


 صبر نکن تا بميرم


بدان که آنوقت هرگز صدايت به گوشم نخواهد رسيد


و مجبور ميشوي حرفهاي ناگفته قلب ساده ات را


 در فراسوي يک مشت خاکستر سرد پنهان کني 


 پس اگر ذره اي عشق من در دلت مأوا دارد


 اگر دوستم داري


 بگذار تا زنده ام بدانم

 


 

نوشته شده توسط امین در ساعت موضوع | لينک ثابت


همیشه و همه جا با تو بوده ام 

با تو نفس کشیده ام                          با چشمان تو دیده ام

مرا از تو گریزی نیست

چنان که جسم را از روح و زمین را از آسمان ودرخت را از آفتاب

تو دلیل حیات من بوده و هستی

و چنان با تو و با این دلیل زیسته ام 

 که باور کرده ام علت بودن من

تو هستی


 

نوشته شده توسط امین در ساعت موضوع | لينک ثابت